موفقیت برای شما

یکشنبه 10 شهریور 1387

sms

نویسنده: سعید جنگجو از سیس   طبقه بندی: عمومی، 

                                             بسم الله الرحمن الرحیم

مژده                                     مژده

برنامه ارسال پیام کوتاه از طریق کامپیوتر ساخته شد...

 این برنامه را از این وبلاگ دانلود کرده و از ارسال پیام کوتاه (با حداقل هزینه) از طریق کامپیوتر (ناشناس)

 لذت ببرید...

راهنمایی دانلود : بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

در صفحه باز شده بر روی free user كلیك كرده و  صبر کنید تا در صفحه باز شده شمارش معکوس که از

۳۰ شروع شده است به صفر برسد و بر روی آیکون دانلود کلیک نمایید...

            برای ورود به دانلود اینجا کلیک نمایید...

توجه : تعرفه های این برنامه نیز در حال ساخت می باشد.تا چند روز دیگر می توانید فایل تعرفه ها را نیز از همین جا دانلود نمایید...با تشکر

                                                                   

نظرات خود را در این باره حتماْ بنویسید . . .

(سعید جنگجوی)

شنبه 27 مرداد 1386

نویسنده: سعید جنگجو از سیس   طبقه بندی: عمومی، 

        بسم الله الرحمن الرحیم

 http://Succes.Mihanblog.com 

آپلود با مشکل روبروست...

 

در بیابان می دویدم در پی عشقی عجیب

نعره کردم ای خدایا، عشق باشد یا لهیب

می تراود از دلم شور و شررهای مهیب

یارب این جان باشد و آن سرنوشتی بس غریب

http://Succes.Mihanblog.com

 

چقدر گریه کردم واست تواین چهاردیواری

حالا چی شده که واسه دیدنم حســـی نداری

می گفتی یه لــحظه از دوری من آروم نداری

کنج اتاقت می شینی همش برام چشم انتظاری

تو که حسرت یه لحظه عاشقیٌ روو دلم گذاشتی

می دونم که از همون اول تو منٌ دوسـتم نداشتی

فکر نکن که حرفام یه خواهش یـــــــه التـــماســه

بدون که این حرفام نشونهای واسه مرگ احساسه

واسه منٌ تو نمونده حتی یــــه فرصــــــتی

نمی خوام که از تو بشنوم حتی یه صحبتی

                              *************

http://Succes.Mihanblog.com

منتظر دیدار تو هستم، سهل است بگویم که گرفتار تو هستم، من در پی

این حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از منی و من ز تو دورم، بر

جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

 

 نمی دانم چرا ما انسان ها عادت داریم آبی وسیع آسمان را رها كنیم و

جذب آبی كوچك چشمانی شویم كه عمقی ندارد با اینكه می دانیم روزی

بسته خواهد شد اما آسمان كی بسته خواهد شد

 

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو

ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند خنده کن عشق زمین گیر

شود بعد برو یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد صبر کن گریه به زنجیر

شود بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش ای نازنین خواب

تو تعبیر شود بعد برو

http://Succes.Mihanblog.com

                                                ************************

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت وچشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".

http://Succes.Mihanblog.com

****************

آشنایان درگاه خداوند ،قلب های خود را به سوی شیرینی عشق سوق میدهند آرام باشید و بگذارید آرامش الهی در شما جریان یابد!فقط هنگامی روح به آرامش می رسد که انسان کارهایی بر اساس حقیقت انجام دهد و جسم و ذهن او نیروی صبر و شکیبایی داشته باشد

http://Succes.Mihanblog.com

****************

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام تو رویام سوار ابرا بشم

 تو آرزوی کالم باز با تو تنها بشم

 من نمی خوام که با شعر حرفمو گفته باشم

توی خیالم واسه تو شب یلدا باشم

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام فکر کنی که عاشقیم یه حرفه

 یه کم اگه نباشی آب می شه ، مثل برفه 

دلم می خواد بدونی دلم مث یه دریاس

به وسعت نگاهت ، عمیق و خیس و ژرفه

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بگم که چشات خود ستارس

 چشات اگه نباشه ستاره بی اشارس

من نمی خوام رو کاغذ فقط نوشته باشم

 دیدن روی ماهت تولد دوبارس

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بگم که صد بار واسه تو مردم

 قد تموم دنیا عاشق و دلسپردم

می خوام خودت حس کنی بدون طعم حرفت

چه قدر تو قحطی نور ، لحظه ها رو شمردم 

می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

 من نمی خوام بهار شه ،‌من عاشق پاییزم

 پاییز می شه عاشق تر واسه تو اشک می ریزم

من نمی خوام عاشقیم مثل بقیه باشه

 فقط بگم فدات شم ،‌فقط بگم عزیزم 

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام با چشمام بهت بگم دیوونم

 من دوس دارم بگی که ، نگو ، خودم می دونم

 من نمی خوام آخر قصه مونو بدونی

من نمی خوام زبونی بگم پیشت می مونم

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

نمی خوام از اون بالا ماهو برات بدزدم

 یا که نشونت بدم عاشقیمو با غصم

من نمی خوام که دنیا فقط تو رؤیا باشه

 از گلای ارکیده قصری برات بسازم

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام داشتنت ،‌واسه من آسون بشه

 نعمت با تو بودن ، اینجا فراوون بشه

 من نمی خوام با خودت ، بگی که نه محاله

امید عاشق من ، شبیه مجنون بشه

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات ، مرگو آسونتر کنی

 من نمی خوام بگم که بباری بارون میاد

 به خاطر تو چشم گلای رز خون میاد

 من نمی خوام فکر کنی حرفای عاشقونم

همین جور آسون می ره ، همین جور آسون میاد

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام که کوه و بشکافمش با تیشه

پر سیاوشونو ببرمش با ریشه

 من نمی خوام تو نامه یه قولی داده باشم

 که می مونم کنارت حتی پس از همیشه

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

نمی خوام این نوشته ، کارا رو بدتر کنه

 پلکاتو سنگین کنه ، اون چشاتو تر کنه 

 من نمی خوام با حرفام یه وقت دلت بلرزه

 آتیش تصمیممو رنگ خکستر کنه

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام بگی نه ، می خوام برات بمیرم

 برای اولین بار اجازه ای نگیرم

من نمی خوام فکر کنی ، رها می شم با مردن
مرگ منم می گه که صید توام اسیرم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


دیگه دارم می میرم ببین چشامو بستم


 به عشق مردن برات ، تو انتظار نشستم

من نمی خوام که قلبی برای من بشکنه

من نمی خوام بشکنی ، من واسه تو شکستم 

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من واسه ی تو مردم ، این حرف آخرینه

 دوس ندارم به جز تو ، کسی اینو ببینه

 تو توی آسمون باش ، این جاها جای تو نیست

 تو قلب آسمونی ، اینجا زیر زمینه 

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمی خوام گل برام بیاریی پرپر کنی

این شعر آخریمو یه وقت از بر کنی

بقیه روزای طلایی عمر تو

یه وقت خدا نکرده با سرزنش سر کنی

 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

               ***********************

بگذار تا در چشم تو، جاری شود آواز من

 

ای بهترین بهترین،ای فرصت پرواز من

 

ای كاش می شد باز كرد،راهی میان چشم تو

 

یا ساكن یك ابر شد در آسمان چشم تو

 

بگذار تا این بار هم،همسایه باشم با دلت

 

جاری كنم پرواز را،از صحن چشمم تا دلت

 

امشب به من الهام شد،دعوت به یك مهمانی ام

 

چتر دلت را باز كن ،من باز هم بارانی ام

 

 

                                            ****************************

مرا دیگر نمی خواهی ..

رهایم کن برو ای عشق از جانم چه می خواهی

 به سوهان غمت روح مرا پیوسته می کاهی

مگر جز مهرلانی از تو و چشمت چه می خواهم

 تو خود از هرکسی بهتر از احساس من اگاهی

 نیازی نیست تا پنهان کنی از من نگاهت را

 گواهی می دهد قلبم مرا دیگر نمی خواهی

 غزل هایم زمانی روی لب های تو جاری بود

 ولی امروز در چشمت نمی ارزم پر کاهی

 دلم خوش بود گهگاهی برایت شعر می خواندم

تو هم سر می زدی ان روزها از کوچه ها گاهی

 برو هر جا که می خواهی برو اسون باش اما

مواظب باش مثل من نیفتی در چنین چاهی

از اینجا می روم تنها مرا دیگر نخواهی دید

 

 

******************* 

بدون شرح !!!0

 

 

                  ************************************ 

تو بی من تنگدل ، من بی تو دلتنگ

جدائی بین ما فرسنگ ، فرسنگ

فلک دوری به یاران می پسندد

به خورشیدش بماند داغ این ننگ

*****************************

 

باز باران بی ترانه 

 

 

باز باران ,با تمام بی کسی های شبانه

 

می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه

 

باز می اید صدای چک چک غم...باز ماتم

 

من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده

 

نمی دانم...نمی فهمم

 

کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟

 

 

 

 

نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند

 

که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد

 

کجای ذلتش زیباست؟؟؟

 

 

 

                ***

 

 

 

نمی فهمم..کجای اشک یک بابا

 

که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران

 

به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده

 

کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟

 

 

 

                ***

 

 

 

نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند

 

که باران, عشق تنها نیست

 

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

 

کجای مرگ ما زیباست...نمی فهمم!!!!؟

 

 

 

               ***

 

 

 

یاد ارم, روز باران را

 

یاد ارم مادرم در کنج باران مرد

 

کودکی ده ساله بودم

 

می دویدم زیر باران..از برای نان

 

مادرم افتاد

 

مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد

 

فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود

 

نمی دانم

 

کجای این لجن زیباست؟؟؟؟

 

 

 

                  ***

 

 

 

بشنو از من, کودک من

 

پیش چشمم, مرد فردا

 

که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست

 

و ان باران که عشق دارد ...فقط جاریست برای عاشقان مست

 

 و باران من و تو درد و غم دارد

 

 

 

http://Succes.Mihanblog.com

http://Succes.Mihanblog.com

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :